تبلیغات
صدای سكوت - حسنک کجایی؟
صدای سكوت
باید در مشكلات سكوت كرد،شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد.

گاو ما ما می کرد

گوسفند بع بع می کرد

سگ واق واق می کرد

و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی

شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.او به شهر

رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات

جلوی آینه به موهای خود ژل می زند


موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.

 دیروز که حسنک با کبری چت می کرد .کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را

رهاکند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد.پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت

می کرد.پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود.او نمی دانست که

سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند.پتروس در حال چت کردن غرق شد.

***********************

برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود .ریزعلی دید

که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت .ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد .ریزعلی

چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد .کبری و مسافران قطار

مردند.


***********************

اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل همیشه سوت و کور بود .الان چند سالی است که کوکب خانم

همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ی مهمان ندارد.او پول ندارد تا

شکم مهمان ها را سیر کند.



**************************

او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد.

***************************

او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.

****************************

او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون

دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد ........




طبقه بندی: داستان های آموزنده، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مرداد 1389 توسط زینب | نظرات()
شعر انتظار
سه شنبه 16 شهریور 1389 01:14 ق.ظ
سلام زیبا بود ..مگر از راه دررسی...... شعر انتظار به روز شد
مهرداد
جمعه 29 مرداد 1389 12:00 ق.ظ
قشنگ بود ولی نگفتی حسنک کدوم شهر رفته بود.محله سادات بوده حسنک
م.ح
پنجشنبه 28 مرداد 1389 10:12 ق.ظ
سلام جالب بود منم به روزم خوشحال میشم یه سری به من بزنی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبلاگ
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» نظرتون در مورد وبلاگ چیه؟؟؟







پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :