تبلیغات
صدای سكوت - من مینویسم ...
صدای سكوت
باید در مشكلات سكوت كرد،شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد.

برای دل خودم روی هوای مه آلود زمستان می‌نویسم نام تو را که تنها کسی است که مرا دوست داشت، تنها کسی که مرا می‌شناخت و تنها آیه‌ای است که قلبم آن را قرائت کرد.در ترانه‌هایم شوق را جستجو می‌کردم و در نوشته‌هایم عبارات با معنا را... در سکوتم حرف‌های ناگفته را و در نگاهم انتظار و شوق را... دیگر حرفی نیست، یک سیب قرمز در آشفته بازار دلم می‌خرم، کال نیست، سالم و زیبا و تازه...

 مانده‌ام، سرنوشتی موهوم، عاقبتی رو به خیر... نمی‌دانم اما هر چه هست، هر که هست، خدا هست و من و زندگی و دعا...

 

 




طبقه بندی: شخصی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 اسفند 1388 توسط زینب | نظرات()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبلاگ
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» نظرتون در مورد وبلاگ چیه؟؟؟







پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :